دنیای نامرد(bahar61)

دنیای نامرد(bahar61)

اونایی که بهشون خیانت ونامردی شده بیان تو...
دنیای نامرد(bahar61)

دنیای نامرد(bahar61)

اونایی که بهشون خیانت ونامردی شده بیان تو...

۱ماه گدشت...توهمه زندگیم بودی.

زمان سریع درحال حرکه سخته بخوام حساب کنم امایک ماهه باهات قهرم وصحبت نمیکنم توهم مث من مردی خدابیامرزتمون امانمیدونم باوجدانت چه میکنی!

....
ادامه مطلب ...

چی میشد...

امشب گریه میکنم .گریه میکنم برا تو برای خودم برای تموم

اونایی که خواستن گریه کنن نتونستن. برا ی تمام اون چیزی 

که خواستی ونبودم خواستم وبودی. امشب گریه میکنم به

وسعت دریا به وسعت بیشه به وسعت دل عاشق.برای تو...

برای تو....و به پاس احترام تمام تحقیرهایی که از تو

شنیدم وهنوز شکست نخوردم.


2lxw8cl.jpg

ادامه مطلب ...

ای جان ، نگاش کن چطور میزنه


هر شب وقتی پنجره ها ی بسته را باز می کنم و به سوی آسمان پر ستاره نگاه می کنم      تو را چون کهکشان ها در آسمان ها می بینم     هر شب در مقابل رویم تو را می بینم و که به رویم لبخند می زنی و می گویم: همیشه در خاطرم هستی و من به تو می گویم ای مونس و ای مجنونم اگر سینه ی مرا بشکافند و قلب مرا ببینی می فهمی که روی آن نوشته ام:                        

  (((((( تنها تو را دوست دارم))))))

ادامه مطلب ...

چه کنم بادلم...

روزی که کشته شدم...

امروز روز مرگ من است...مرگ احساسم...مرگ عاطفه هایم

امروز او می رود بی آنکه بداند به حد پرستش دوستش دارم!!
آه..!
زمانه...
آخرین بازی ات را هم با من کردی و تنها دلخوشیم را از من گرفتی...!
ولی هرکه نداند تو که میدانی او حق مسلم من بود..چرا که او هدیه ای بود که خدا برای منه تنها فرستاده بود...
پس چرا تنها مایه زندگیم را از من گرفتی؟؟؟
چـــــــرا؟؟؟

ادامه مطلب ...

به بهارم نرسیدی به خزانم بنگر...


خوش بحالت که منو یادت نیست

خوش بحالت که فراموشت شد

خوش بحالت که از این تاریکی

یه ستاره سهم آغوشت شد

خوش بحالت که دلت آرومه

خوش بحالت که پریشون نیستی

خوش بحالت که منو یادت نیست

خوش بحالت که پشیمون نیستی

خوش بحالتون یا هم خوشحالین

خوش بحالتون با هم خوشبختین

ادامه مطلب ...

من زنده هستم!

همگی دست دست خودتونم بیاید وسط

اینم توویی داری میرقصی...
باآهنگهای دمبل ودیمبل

یعنی میشه زدبه دربیخیالی...!



ادامه مطلب ...

این من هستم که وفادار خواهم ماند

آدم ها واقعا عجیبند، در بچگی باید به عروسکی که با آن بازی کنند دل می بندند

 اما وقتی بزرگ می شوند به کسی که باید به او دل ببندند بازی می کنند……..

ادامه مطلب ...

السلام ای بعدماآیندگان رفتنی برشماخوش باشداین غمخانه ناماندی

نمیدونم چطورمیشه یک انسان...!!!آره فکرکنم یک انسان!!!!!!اییییییییییییییینقدربیتفاوت نسبت به احساس کسی که باتمام وجودش دوستش داره باشه؟وقتی اس میدادم اونم اس های عاشقانه یاحتی غمگین وازروی گلایه هرگزج نمیدادی...بهترین تفریح تودادن جک بودوخییییییلی خودت کیف میکردی دنیاروبهت میدادن اگه جک واست میگفتن!فقط حال خودت واست مهم بودگاهی چنان قرق دیگران بودی که منوفراموش میکردی ومن احمق چنان درفکرتوکه خدارا...خدارافراموش میکردم(ببخش خداغلط کردم و...)

حالاکه خوشی وزمن بیخبرخوش باش بروومراازیادببر.بارهادلم شکست وهربارصبرکردم به امیدی که خوب بشی خواستم باسرنوشت بجنگم کم نیاوردم بااینکه داغون بودم امادل که یک بارشکست دیگه مث اول نمیشه هرگز...ببین قلب من چندبار...

دل که رنجیدازکسی خرسندکردنش مشکل است

شیشه بشکسته راپیونددادن مشکل است

بارحمالان رابردوش کشیدن ننگ نیست

زیربارمنت نامردرفتن مشکل است...


ادامه مطلب ...

امتحان عشق

یک دختروپسرباهم آشنامیشن...بعدمدتی...

ادامه مطلب ...

بخوان بهار...

یادم میاداین آخرامیگفت بیارابطمون فقط دوستی معمولی باشه ومن قبول نمیکردم آخه چطور...

ادامه مطلب ...

طفلی دل صبورم

بیزارم از آن عشق که عادت شده باشد

یا آن که گدایی محبت شده باشد

خودبینی و خودخواهی اگر معنی عشق است

بگذار که آیینه نفرت شده باشد

ادامه مطلب ...

خودم کردم که لعنت بر خودم باد...

من اگرچه تکراربودم اماتکراروفاداری وگدشت بودم

توگرچه تکراربودی اماتکرارتازگی توطراوت بودی

من خودم کردم ه لعنت یرخودم باد

بکسی دل دادم ک سلطان دل شکستن بود

تافهمیدعاشقشم ودوستش دارم خوردم کرد...

باران همیشه از سقف سست بداخل اتاق می چکد و شهوت از مغز پوک

ادامه مطلب ...

دوستی پروانه ای

یک شب سرد پاییز یک پروانه اومد پشت پنجره اطاق پسرک و به شیشه زد: تیک! تیک! تیک!
پسرک که سرش حسابی گرم بود، برگشت و دید یه پروانه کوچیک اونجاست!
پروانه با شور و شوق گفت: می‌خوام باهات دوست بشم، لطفا پنجره رو باز کن.
اما پسرک با اوقات تلخی جواب داد: نمی‌شه، تو یه پروانه هستی!
پروانه خجالت زده سرش رو کج کرد و با صدای لرزون گفت: لطفا پنجره رو باز کن، هوا اینجا خیلی سرده!
اون پسر باز هم قبول نکرد: برو از اینجا و منو راحت بذار!
پروانه با غم زیاد از اونجا دور شد.
فرداش پسرک از رفتارش پشیمون شد و پیش خودش گفت: برای اولین بار کسی خواست با من دوست بشه ولی من حرفشو گوش نکردم و پیش خودش فکر کرد که "ممکنه پروانه برگرده و این بار با هم دوست می‌شیم".
مدت‌ها کنار پنجره باز اتاقش نشست. پروانه‌های زیادی اومدن اما از پروانه اون شب خبری نشد.
خسته از انتظار، پسرک پیش مرد دانا رفت و ماجرا رو براش تعریف کرد.
مرد دانا بهش گفت: پسر عزیزم عمر پروانه‌ها بیشتر از یک یا دو روز نیست!
پسرک از اون روز دیگه همیشه یادش موند که برای دوستی و دوست داشتن فرصت کوتاهی داره و نباید از کوچکترین فرصتی دریغ کرد

ادامه مطلب ...

آخرین بهار...

 

چقد تلخه به همه آرامش بدی ...                              

                                                              سنگ صبور همه باشی ....

 

پای حرفا و درد و دل های همه بشینی و به حرفاشون گوش بدی ...!!

 

ولی وقتی خودت یه شونه گرم واسه دلتنگیات نیاز داری ...

 

هیچکـــــــــــــــ س ...                    

                                                                           کنارت نباشه  که آرومت کنه ....!!!

 


تو رفتی...

امّا یادت رفت خنده هایت را ببری

و تصویر ِ چشمان ِ زیبایت را از پشت ِ پلک هایم پاک کنی

کوچه های ِ پائیز، یکی یکی تمام شُد

فصل ِ آخر رسیده استُ

تو کجایی؟

تو کجایی، که فصل ِ آخر ِ قصه را با تو تمام کنم

آهای، آشنا با راز ِ دلم

بیا، که فصل ِ آخر، بی حضور ِ تو، ناتمام می ماند

ادامه مطلب ...