شراب اشکاهم دست رنج توست بخوربسلامتیه دلبرامروزت...
ایکاش
همان آدمهایی که
نوشته هایم رامی خوانندیابرای خودبرمی دارند
و حرفهایم را
به نام خودشان می زنند!
گوشه ای از دردهایم راهم برای خود

و به نام خودشان بزنند!!!


یادم میادچه شبهابا گریه میخوابیدم به بالش مشت میکوبیدم

نمیدونی چقد سخته که مجبورم بگم خوبم...یه مدت بی خبربودم وآروم میشدم

تابازمیومدی ظالم تازه داشتم خوب میشدم فراموشت میکردم امادوباره روزازنوروزی ازنو

وتوتجربه بدزندگی من بودی هانطورکه آدمای خوبی هم اومدن وماندندوتجربه خوبم شدندشادآمدندوشادرفتند.

ملامتت نمیکنم توهم حق داری بدباشی نمیدونم شایدراه خوب جداشدن رونمیدونستی شایددیگه

دل شکستن واست عادت شده بود!نمیدونم قضاوت باوجدانت

تودیگه خودت نبودی توهمون بامحبت همیشگی منم گاهی مجبورم بگم بی خیال گذشته بی خیال احساسم

بی خیال عمری که هدرشد...آخه مجبورم میفهمی مجبورم خودم گول بزنم مث یه قمارباز

راهی ندارم جزاینکه بگذارم زمان خودش مشکل گشابشه بقول شاعر...

رفیق من سنگ صبورغمهام                    به دیدنم بیاکه خیلی تنهام
هیشکی نمی دونه چه حالی دارم          چه دنیای روبه زوالی دارم
مجنونم ودلزده ازلیلیا                              خیلی دلم گرفته ازخیلیا
نمونده ازجوونیام نشونی                         پیرشدم پیرتوای جوونی
تنهای بی سنگ صبور                              خونهءسردوسوت وکور
توی شبات ستاره نیست                          رفتی وراه چاره نیست
اگرچه هیچ کس نیومد                              سری به تنهاییت نزد
اماتو کوه درد باش                                    طاقت بیارومردباش
اگربیای همون جوری که بودی                   کم میارن حسودا ازحسودی
صدای سازم همه جاپرشده                       هرکی شنیده ازخودش بیخوده
اماحالا پرشدم ازگلایه                                چیزی ازم نمونده جزیه سایه
سایه ایی که بدون عشق وامید              همیشه محتاجه به نورخورشید


..حرفش را ساده گفت : من لایق تو نیستم !

اما نمیدانم خواست لیاقتم را به من یاداوری کند یا خیانت خودش را توجیح !؟

رفتی و ندیدی که چه محشر کردم ، با اشک تمام کوچه را تر کردم ، وقتی که شکست

بغض “تنهایی” من ، وابستگی ام را به تو باور کردم...

 


ﺷﺎﯾﺪ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ،
ﯾﮏ ﻧﻔﺮ،
ﯾﮏ ﺟﻮﺭﯼ ﺁﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ
ﮐﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺶ
ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﻫﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﺸﻮﺩ !
شاید .


سلامتیه پسری که رفیقش بهش گفت اونورو ببین
گفت من به عشقم قول دادم چشم چرونی نکنم

دوستش گفت نه رفیق، اونورو ببین اون پسره کیه با عشقت...



ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺗﺠـــــــــــﺎﻭﺯ ﮐﻨﻢ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺯﻧﺪﮔــــــــــــﯽ
ﺁﺑﺴــــــــــﺘﻦ ﺷﻮﺩ ﺍﺯ ﻣﻦ ... ﺍﺯ ﻫﺠــــــــــﻮﻡ ﻣﻦ
ﺑﮑــــــــﺎﺭﺕ ﻭ ﻧﺠﺎﺑﺘــــــــﺶ ﺭﺍ ﯾﮑﯽ ﮐﻨﻢ

... ﻭ ﻻ ﺑﻪ ﻻﯼ ﺍﺭﺿـــــــــــﺎ ﺷﺪﻧﺶ ﺁﺭﺍﻡ ﺑﮕﯿﺮﻡ

دلم می خواست زمان را به عقب باز می گرداندم ....
نه برای اینکه آنهایی که رفتند را باز گردانم ؛

برای اینکه نگذارم بیایند .

اعتماد کردی.....؟؟
خیانت دیدی.....؟؟!
درد داشت.....؟؟
تنها شدی.....؟
این اشتباه را دوباره تکرار نکن..
نگو این یکی با بقیه فرق داره...
این فقط بازیگر بهتریه شک نکن.


غــــــــــــــمـگــینـــــــــــــــــــــــم
مثل پسری که عشقشو تو خیابون با ینفر دیگه

دید اس داد گفت کجایی جواب اومد " تو قلبــتـــــ"


خود را به من عادت نده من مثل هرکس نیستم
 یک روز هستم پیش تو یک روز دیگر نیستم
 از من مخواه عاشق شدن عاشقی سرابی بیش نیست
 آن کس که از من ساختند جزسایه ایی ازخویش نیست
 هرگز برایم دل مده چشمان خود را تر نکن
 این وضع پر آشوب من آشفته و بدتر نکن
 هرگز نگویی خواهمت من دوستت دارم هنوز

 تو حیف هستی نازنین در پای بی مهرم نسوز


من از عمررفاقتها ، من از لطف صداقتها ، من از بازی نور در سینه بی قلب ظلمت ها نمی ترسم ، من از حرف جداییها ، مرگ آشناییها ، من از میلاد تلخ بی وفاییها می ترسم


بهت گفتم عاشق نشم بهتره /
 شنیدی ولی راهمون این نشد /
 بهت گفتم اما یه لحظه چشات /
 من عاشق شدم حتی غمگین نشد /
 بهت گفتم عاشق نشم بهتره /
 تو چشماتو بستی هوا سرد شد /
 تو یک لحظه دل بستی و تو یه آن /
 کنارم بمون هات برگرد شد
 به من حق بده به من حق بده از تو برگردمو
 با تنهایی و هق هق ام سر کنم
 به من حق بده به من حق بده دیگه عاشق نشم
 به من حق بده بلکه باور کنم
 من از یاد تو رفتم و قانع ام
 به این که هنوز یاد تو با منه
 به این که هنوز داره رویای تو
 به خواب من خسته سر میزنه
 نمی خوام کسی از تو دورم کنه
 نه نمی خوام که یاد تو یادم بره

 به من حق بده دیگه عاشق نشم


ﺣﺮﻑ ﺗﻮ ﮐﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ
ﻣــــــــﻦ
ﭼﻘﺪﺭ ﻧﺎﺷﯿﺎﻧﻪ

ﺍﺩﻋﺎﯼ ﺑﯽ ﺗﻔﺎﻭﺗﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ !

هرکــس به طریقی دل مــــا میشکند،

امــا تـــــو خیلی خلاقیت به خرج دادی

گیرم که باران هم آمد...

همه چیز را هم شست...
هوا هم عالی شد...
فایده اش برای من چیست؟؟؟

هوای دله شکسته ام همیشه پس است...!آفـــــرین بتوعاشق کش


سیگار
سیگار
دوستی به قدمت
گذشتن تو از من
خنده اش شعله ای خاموش
وغصه اش دودی آرام آرامتر از من
می سوزد با خود میسوزاند مرا
هرچه باشد
تو باشی یا نباشی
اثرش را بر لبهایم حک میکند
رفیق نیمه راهی نیست
تا آخرش را با من است
اشک هایم علت خاموشی من و اوست ...........

از کتاب شعر قدم های خیس