X
تبلیغات
رایتل

تاریخ مصرفم چه زودتمام شد...  چاپ

تاریخ : دوشنبه 8 مهر‌ماه سال 1392 در ساعت 07:33 ق.ظ

کجای!کجایی وقتی که ازبس گریه های بی امانم راه گلویم رامسدودمیکردوقتی که همه دستمال های 

جادستمالی راصرف اشک میکردم حتی سرآستین لباس هایم ردآن هق هق برویش نمایان بود! آه امان

ازهجمه خاطراتت که حتی اندک شباهت هامرایادتومی اندازد!مراهوای تودرسرمیکندواندیشه ام سوی

توبی اختیارمیرود،آری فقط اندیشه ام اماقلب وروحم دیگرهلاک توعاشق سینه چاکت نیستن آنگاه که

شکسته بدست توهرگزتالحظه مرگم ازتونمیگذرند.

میدانم همه میگویندفراموش کن اون که نامردبودپس چراهنوزازش مینویسی!؟

مینویسم چون عاشق بودم وعشق هرگزفراموش نمیکند،نه دردهانه غمهانه شادی هاونه نامردی را!

فراموش نمیکندآنچه که درچکاچک ضربه هایت برقلبم کوبیدی آری فراموش نمیکندحتی لحظه های اندکی

راکه برهمان قلب مرهم بودی.مینویسم برای بعدازما!هرکه عاشق شدسرنوشتش اینست دیگرشیرین و

فرهادهالیلی ومجنون هاقلابی شدنداینترنتی چت رومی شدنددیگه دوستت دارم واسه همون لحظه

است معشوق هاپولکی شدند!

اندازه عمرعشقم برایت چقدراندک بود!تاریخ مصرف دلم،خودم وجونم

چه زودبرایت اتمام پیداکرد!اماکجایی وقتی که بنددلم پاره میشدوقتی صدایت رااسمت رامیشنیدم میلرزیدم

وگاهی نفس نفس زنان ازخودبی خودمیشدم...ولی

إمان ازروزی که دلم راشکستی...

تازگیا احساساتی نمیشم
. . . . . . . . .
فکر کنم خر درونم بدجوری مرده!!!!!!

 به سلامتیه اونی که جوری داغون شد که دیگه هیچوقت نمیتونه به کسی دل ببنده ...

 

سکوت بود و سکوت
سراب بود و سراب
لبها بسته
چشمها خسته
وصدایی از دور میامد
صدای تپش قلبی تپنده
و صدایی از دور میآمد
صدای پای درویشی خسته
شب بود و هوا سرد
تکلم ممنوع
و حتی اندیشه
غل و زنجیر به روی من و ماه می بستند
خطا بود خطا
اما نگذاشتند فریاد زنم
که بال پروازم را
در طوفانی از یاس شکستند
اما...
اما هنوز هم رود جریان دارد
و شراب تلخ هنوز هم می سوزاند
و من هنوز هم به امید پرواز
بال می افرازم
و خطوط چهره
از پس این سالها
به من این نوید را می بخشند
که برای دوباره زیستن
هنوز هم فرصت دارم
شاید این بار برای دل تو من گویم
که هنوز هم به طلوع آفتاب
به نگاه مهتاب
و به برگ گل یاس باغچه
ایمان دارم
ایمان دارم هنوز هم
که بالهایم روزی خوب خواهند شد
و صدای پروازم به آسمان خواهد رفت
و برای اندیشیدن فرصتی باز خواهم یافت
که بگویم به جهان
آزادم آزاد
بی دردم بی درد
خوشبختم خوشبخت

وقتی که هنوز با دیدن عکسات

حالم دگرگون میشه میفهمم

اون لحظه دلتنگیم رو دوست دارم

اون لحظه با فکر تو دلگرمم

.

من دلخوشیم این چندتا تصویره

که راه به راه با تو زیر بارون

محکم بگیرم دست تو رو عشقم

باشه دوست دارم تو حرفامون

یعنی هنوز میشه تو رو حس کرد

میشه تجسم کرد تو رو هر روز

میشه تو رو خواست هر لحظه

یعنی به من فکر میکنی هر روز

.

یعنی هنوز میشه تو رو حس کرد

میشه تجسم کرد تو رو هر روز

میشه تو رو خواست هر لحظه

یعنی به من فکر میکنی هر روز


نگاره: ‏از ترحم متنفرم..
هیچوقت کسی رو اینجوری خوشحال نکنین
این که بدونی از چی باید ناراحت باشی بهتر از اینه که ندونی باید از چی خوشحال باشی...
تو یه سردرگمی مسخره ام..
یه حس پوچ و بی معنا بودن دارم !!..-_-‏


نمیدانم ,
مهربانیت دروغین بود,
یا دروغهایت مهربانی!؟
نمیدانم ,
زیبائیت دروغین بود,
یا دروغهایت زیبا!؟
تنها
میدانم
هر دو شکستند,
یکی غرورم
ودیگری,
دلم را...

نگاره: ‏بی تو این بار فقط سرد گذر می کردم..
دگر این بار مثال تو حذر میکردم..

بی تو این بار دگر هیچ کس از عشق نگفت
بی تو با بوسه به غم؛ شب به سحر میکردم...

بی تو غم شعر مرا سرد به بر دارد هنوز
رفتی عشقت به دلم سخت نظر دارد هنوز

بی تو شب ؛ پنجره ها لرزه بر اندام من است
دگر این راه؛ تر از اشک شب و شام من است..

بی تو آن ساده کبوتر .. پی من آید هنوز
آه.. کان نامه ی سر بسته بغل دارم هنوز..

آه... بر حال من ساده تر از راز و نیاز
آه.. حالم شده چون پیچک وابسته به ساز..!!

نیستی بی تو دگر یک من دیگر شده ام
نکند باز بگردی.. کس دیگر شده ام...

NA$ooJ‏


مُهم نیست!

که تـو با مـن چـه میکنـی

بیا ببیــن

"بـَرای تـو"

من با خـودم چـه میکنـم!




حکایت من
حکایت کسی است که عاشق دریابود ، اما قایق نداشت
دلباخته سفربود ، اما همسفر نداشت
حکایت کسی است که زجرکشید ، اما ضجه نزد
زخم داشت ، ولی ناله ای نکرد
نفس میکشید ، اما همنفس نداشت
خندید ، غمش راکسی نفهمید..




عشق ،
چیز عجیبی نیست
همین است که تو دلت بگیرد
و من نفسم . . .


نگاره: ‏زیبا ...‏

دیشب خُدا آروم صدام کرد و گُفت خوابی؟؟
عِشقت داره قُربونِ یِکی دیگه میره اونوقت تو راحت خوابیدی؟؟؟؟؟
لَبخند زدمُ گفتم : خـدا جونَم !
این هَمون مخلوقیِ که وقتی آفریدیش به خُودت آفرین گفتی؟؟؟
مخاطب کَسی که میگُفت مَن مثلِ اونای دیگه نیستم !!!


نگاره: ‏ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﻪ ﺁﺩﻡ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﺪﻩ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ﻣﯿﺸﻨﻮﯼ

 ” ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ ” !


ﺍﻣﺎ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﻬﺘﺮﯼ ﺑﻪ ﺁﺩﻡ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﺪﻩ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺸﻨﻮﯼ ” ﺧﻮﺩﻡ 

ﻣﻮﺍﻇﺒﺘﻢ ” !‏



هیچ وقت با کسی ک دوستش داری طولانی قهر نکن چون بی تو زندگی کردن رو یاد میگیره.........

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد
کد آهنگابزار وب مستر